تبلیغات
راه جهرم

راه جهرم
لبیک یا حسین (ع) لبیک یا خامنه ای است . 
نظر سنجی
نظر شمارا در رابطه با این وب لاگ ؟







فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



فونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز





حضرت محمد (ص)میفرماید : 

بدبخت کسی است :

 که به خاطر دنیای خودش ،

آخرتش را بفروشد.

و بدبخت تر از او کسی است ،

 که به خاطر دنیای دیگران ،

 آخرتش را بفروشد.

 

بترسید از گناه

در حضور شاهد؛

آن هم شاهدی که فردا؛

    خودش (قاضی) است.


برای اولین بار حرکت فرضی در صحن

و رواقهای حرم مطهر و زیارت قبر و

ضریح مطهر امام علی علیه السلام


www.imamali.net/vtour


زیارتتان قبول باشد


التماس دعا 



امانت مداری و اخلاق مداری
استفاده از عکسها و مطالب فقط با ذکر منبع ( راه جهرم ) مجاز است .


[ جمعه 22 خرداد 1394 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
نظرات

دوچیز روح انسان را نوازش می کند

 

                                       یکی صدا زدن خدا

 

                                                           ودیگری گوش سپردن به صدای اوست

 

اولی در نیایش ودومی در سکوت

 

 

و ....................................

 

برای خندیدن وقت بگذارید… زیرا موسیقی قلب شماست

 

برای گریه کردن وقت بگذارید… زیرا نشانه یک قلب بزرگ است

 

برای خواندن وقت بگذارید… زیرا منبع کسب دانش است

 

برای رویاپردازی وقت بگذارید… زیرا سرچشمه شادی است

 

 برای فکر کردن وقت بگذارید… زیرا کلید موفقیت است

 

برای بازی کردن وقت بگذارید… زیرا یادآور شادابی دوران کودکی است

 

برای گوش کردن وقت بگذارید… زیرا نیروی هوش است

 

 برای زندگی کردن وقت بگذارید… زیرا زمان به سرعت می‌گذرد و هرگز بازنمیگردد !


[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
خاطره بازی با 
ازاد سازی خرمشهر 

موسیقی بسیار زیبای 
ممد نبودی ببینی 

 کویتی پور

بیاد برادر شهیدم 
عبدالحمید راهپیما
شهید 
عملیات بیت المقدس


[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

خرمشهر چگونه ازاد شد ؟

 

مدتی پس از اشغال خرمشهر، ركود محسوسی بر جبهه ها حاكم گردید. تا اینكه در تاریخ 1359/10/15 اولین عملیات با نام "نصر" برای آزادسازی این شهر انجام شد كه مرحله اول آن موفقیت های بسیاری داشت، لیكن چون برای حفظ دست آوردها و ادامه عملیات تدابیر سنجیده ای منظور نشده بود، مراحل بعدی آن اجرا نشد و نیروهای عمل كننده به مواضع قبلی خود بازگشتند. در تاریخ 1359/10/20 نیز عملیات دیگری با نام "توكل" در شمال آبادان انجام شد تا با عقب راندن نیروهای دشمن از شرق كارون و تعقیب آنها در غرب این رودخانه تا نوار مرزی، هم آبادان از حصر درآید، هم خرمشهر آزاد شود. در این عملیات نیز اگر چه نیروهای خودی در یكی از محورها موفق شدند، اما الحاق نشدن یگان ها با یكدیگر و نیز پیش بینی نكردن تدابیر پدافندی، سبب عقب نشینی نیروها گردید. سرانجام پس از تغییر و تحول در فرماندهی كل قوای مسلح - كه موجب تحول در مدیریت جنگ شد - سلسله طرح هایی برای آزادسازی مناطق اشغالی در دستور كار فرماندهان نظامی قرار گرفت كه 3 طرح آن برای شكست حصرآبادان، آزادسازی بستان، آزادسازی منطقه غرب شوش و دزفول در قالب 3 عملیات ثامن الائمه (ع)، طریق القدس و فتح المبین با موفقیت اجرا شد. منطقه عمومی غرب كارون - از جمله خرمشهر - آخرین منطقه مهمی بود كه همچنان در اشغال عراق بود. بنابراین، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای اجرای عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات برای آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین حتمی می دانست، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و تاثیر آن در روحیه ارتش خود و خلل ناپذیر نشان دادن اراده فرماندهی نظامی و نیز جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. آغاز عملیات بیت المقدس در حالی كه قوای عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، عملیات بیت المقدس در ساعت 00:55 بامداد 1361/2/10 با قرائت رمز مبارك یا علی ابن ابیطالب (ع) برای آزادسازی خرمشهر آغاز شد. نیروهای رزمنده - كه از ساعت ها قبل در انتظار فرمان حمله بودند - در تمام محورهای عملیات به دشمن حمله ور شدند. در محور قرارگاه قدس، هوشیاری دشمن و وجود استحكامات متعدد، موجب شد نیروها تنها قسمتی از منطقه جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. در محور قرارگاه فتح، یگان ها پس از عبور از كارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر رساندند و به ایجاد استحكامات و جلوگیری از نقل و انتقال و تحرك دشمن در این جاده پرداختند. نیروهای قرارگاه نصر نیز اگر چه پیشروی كردند، اما نتوانستند با نیروهای قرارگاه فتح الحاق كنند. دشمن با درك محورهای عملیات قوای ایران و اهداف آنان، پس از سازمان دهی نیروهایش، پاتك كرد. اولین پاتك سنگین دشمن در محور قرارگاه قدس و از جنوب رودخانه كرخه كور شروع شد كه پس از ساعت ها درگیری، این پاتك خنثی گردید. در محور قرارگاه فتح نیز در حالی كه نیروها در حاشیه جاده مستقر بودند، دشمن از عدم الحاق بین دو قرارگاه فتح و نصر استفاده كرد و با رخنه در شكاف میان قرارگاه ها، فشار شدیدی بر نیروهای ایران وارد آورد. دشمن نیروهایش را در غرب جاده اهواز - خرمشهر و در نزدیكی مرز و حوالی شلمچه سازمان داده و می كوشید نیروهای ایران را از پشت جاده عقب براند. این جاده تنها موضعی بود كه رزمندگان می توانستند با استقرار در پشت آن، با پاتك های دشمن مقابله كنند. پاتك دشمن برای تصرف جاده شروع شد؛ نبردی سخت درگرفت. رزمندگان اسلام به نبرد با تانك ها پرداختند. در این درگیری اگر چه تانك های عراقی توانستند قسمتی از جاده را تصرف كنند و روی آن مستقر شوند، لیكن با مقاومت رزمندگان این استقرار دوام نیاورد و دشمن با شكست این پاتك ناچار به عقب گریخت. در پایان روز اول، وضعیت كلی عملیات به این ترتیب بود كه قرارگاههای نصر و فتح، سرپلی به مساحت 800 كیلومتر مربع را تصرف كرده بودند. قرارگاه قدس نیز به غیر از دو محور، در بقیه محورها نتوانسته بود از رودخانه كرخه كور عبور كند. ترمیم رخنه ای كه به طول 10 كیلومتر روی جاده اهواز - خرمشهر وجود داشت و می توانست به الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح بینجامد و همچنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار شب دوم عملیات قرار گرفت كه با انحام آن، در برخی محورها رخنه های موجود ترمیم شد، لیكن تا 48 ساعت بعد همچنان برخی از رخنه ها باقی بود تا اینكه سرانجام پس از 5 روز، خط سرپل از كیلومتر 68 تا كیلومتر 103 تثبیت و كلیه رخنه ها ترمیم شد. مرحله دوم عملیات ( استقرار در شمال خرمشهر) در این مرحله از عملیات مقرر گردید كه قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز - خرمشهر به سمت نوار مرزی پیشروی كنند و قرارگاه قدس نیز به صورت محدود برای تصرف نقطه ای به عنوان سرپل در جنوب رودخانه كرخه كور و درگیر كردن لشكرهای 5 و 6 عراق در آن منطقه اقدام كند، سپس آن نقطه را گسترش دهد. عملیات در ساعت 22:30 روز 1361/2/16 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح، در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندكی تاخیر و تحمل فشارهای شدید دشمن، به مرز رسیدند و با قرارگاه فتح الحاق كردند. اگر چه دشمن با اجرای پاتكی شدید و سنگین توانست 6 كیلومتر از مواضع از دست داده را باز پس گیرد، لیكن با مشاهده مسیر پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشكرهای 5 و 6 را به عقب كشاند تا ضمن جلوگیری از محاصره و انهدام آنها، خطوط پدافندی بصره و خرمشهر را هر چه بیش تر تقویت كند. در پی این عقب نشینی - كه از ساعات اولیه روز 1361/2/18 آغاز شد - نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آنها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآورند و در نتیجه، جاده اهواز - خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای كه قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف كرده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند. مرحله سوم عملیات (در آستانه ورود به خرمشهر) با پیدایش اوضاع جدید و آگاهی از آشفتگی دشمن، تصمیم گرفته شد با وجود خستگی مفرط رزمندگان - كه بر اثر چند مرحله پیشروی توام با نبردهای شدید شبانه روزی با دشمن ایجاد شده بود - در اجرای مرحله سوم عملیات تعجیل شود. در این مرحله از عملیات مقرر شد قرارگاه فتح در عمق 6 كیلومتری نوار مرزی نیروهای دشمن را منهدم كند؛ قرارگاه نصر نیز ضمن پاك سازی منطقه حد فاصل جاده خرمشهر - اهواز تا نهر عرایض از وجود دشمن، در منطقه شلمچه پیشروی كند؛ قرارگاه قدس هم ماموریت یافت در منطقه كوشك، طلاییه، دشمن را تا پشت مرز عقب براند. عملیات در ساعت 22 روز 1361/2/19 آغاز شد و هر چند تلفات و خسارات سنگین بر دشمن وارد آمد، لیكن هوشیاری و تمركز نیروهای عراقی در خطوط پدافندی موجب شد رزمندگان اسلام نتوانند به اهداف تعیین شده در این مرحله از عملیات دست یابند. مرحله چهارم عملیات (آزادسازی خرمشهر) پس از مرحله سوم عملیات بی درنگ فرصت لازم در اختیار یگان ها قرار گرفت تا به بازسازی و تجدید سازمان نیروهای خود بپردازد. در این میان قرارگاه فجر نیز با سه تیپ پیاده وارد منطقه شد. سپس در جلسات متعددی عملیات مرحله چهارم به این شكل طراحی شد كه قرارگاه نصر با حركت در امتداد مرز به سمت جنوب، ضمن بستن جاده شلمچه، خود را در محور نهر خین به اروند رود برساند؛ قرارگاه فجر در جناح میانی و در امتداد نهر عرایض به سمت اروند رود پیشروی كند؛ قرارگاه فتح نیز در امتداد جاده اهواز - خرمشهر و برای آزادسازی خرمشهر وارد عمل شود. عملیات در این مرحله از ساعت 22:30 روز 1361/3/1 آغاز شد. قرارگاه نصر در امتداد مرز پیشروی كرد و موفق شد جاده شلمچه را مسدود كند. قرارگاه فجر نیز توانست ضمن تامین پل نو، نیروهایش را به اروند رود برساند. اما قرارگاه فتح به دلیل حساسیت و هوشیاری دشمن نتوانست به اهداف مورد نظر دست یابد و با روشن شدن آسمان، در منطقه پلیس راه جاده خرمشهر - اهواز متوقف شد. به این ترتیب، محاصره خرمشهر كامل شد، اما نیروهای دشمن همچنان در داخل شهر مقاومت می كردند. دشمن برای خارج كردن نیروهایش از محاصره در محدوده پل نو و نهر عرایض از سمت غرب (شلمچه) و شرق (خرمشهر) چندین بار پاتك كرد؛ لیكن با مقاومت یگان های ایرانی مستقر در منطقه مزبور، این پاتك ها به شكست انجامید. سپس دشمن نیروهای خود را از شمال شرقی خرمشهر به درون شهر آورد تا توان خود را برای حفظ اشغال خرمشهر تقویت كند. صبح روز 1361/3/3 حلقه محاصره خرمشهر تنگ تر شد و انبوه نیروهای دشمن كه 2 روز محاصره در هوایی گرم طاقت شان را به سر آورده بود. مقاومت را بی تاثیر دانستند و با خروج از مواضع خود در تمام شهر، در چند ستون طولانی و كنار هم به سوی پلیس راه آمدند و در حالی كه تكبیر می گفتند و شعار الموت لصدام و دخیل الخمینی سر می دادند، خود را تسلیم كردند. به این ترتیب، خرمشهر كه پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن در تاریخ 1359/8/4 اشغال شده بود. بعد از 575 روز و طی 25 روز عملیات در ساعت 11 صبح روز 1361/3/3 آزاد شد. همچنین، در این عملیات - كه به آزادسازی 5038 كیلومتر مربع از اراضی اشغال شده انجامید - هویزه، پادگان حمید و جاده اهواز - خرمشهر نیز آزاد شد و در اختیار رزمندگان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.


[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
مداحی رضا نریمانی
بیاد شهدای مدافع حرم
منم باید برم

[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
امیرحسین افتخاری 

مرد مجنون 



[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

#تسهیلات

#طرح_پرنیان

 

▫️فقط خانم ها...

 

ما به سبک زندگی شما فکر می کنیم

نگران آینده‌تان هستید؟

به دنبال دریافت مستمری در آینده هستید؟

به دنبال بیمه درمان تکمیلی هستید؟

برای خرید کردن منتظر دریافت حقوق و یا رسیدن پول هستید؟

 

هر خانمی در زندگی خود به دنبال هدفی است. برخی به فکر آینده، برخی در لحظه زندگی می کنند، عده ای به دنبال خرید کردن و عده ی دیگری به فکر سلامت خود و خانواده خویش هستند. بدین منظور سعی کردیم در قالب مجموعه ای از محصولات، بتوانیم به تمامی این نیازها پاسخ دهیم. در این راه تمام نیازهای شما را بررسی کردیم، با خود شما صحبت کردیم و بر اساس مشورت هایی که شما به ما داده اید چندین محصول را طراحی کردیم که متناسب با سبک زندگی شما باشد. ما تمامی جوانب را بررسی کردیم و شما را لایق بی نظیر بودن می دانیم. پیشنهاد ما تنها بسته ی محصولات پیش رو نیست. منتظر  محصولات بهتر وکاملتر باشید. بزودی خبرهای هیجان انگیزی در راه است...

 

>سپرده کوتاه مدت پرنیان

>اکسس کارت پرنیان

>بیمه عمر و سرمایه‌گذاری پرنیان

>بیمه درمان تکمیلی پرنیان

>کارت  اعتباری به مفهوم واقعی

>صدور بیمه نامه، با شرایط ویژه

 

▫️مزایای بیمه عمر و سرمایه‌گذاری پرنیان

 

>دستیابی به اندوخته تضمینی حداقل ٢،١٣٠،٠٠٠،٠٠٠ ریال با پرداخت سالانه ١٢،٠٠٠،٠٠٠ ریال یا ماهانه ١،٠٠٠،٠٠٠ ریال پس از ٣٠  سال

>بهره مندی از سود مشارکت در منافع تا ٩٠% .

>امکان دریافت تسهیلات تا ٩٠% میزان اندوخته بیمه نامه عمر و سرمایه‌گذاری پس ازپایان سال دوم، بدون نیاز به ضامن، وثیقه و تشریفات بانکی

 

️مزایای بیمه درمان تکمیلی پرنیان

 

>صدور بیمه نامه، با شرایط ویژه

>امکان دریافت هزینه‌های بستری و پوشش‌های اضافی تا سقف ٦٠،٠٠٠،٠٠٠ ریال

>پوشش هزینه‌های زایمان، اعم از سزارین و طبیعی تا سقف ٢٠،٠٠٠،٠٠٠ ریال

>پوشش هزینه‌های نازایی و ناباروری تا سقف ٢٠،٠٠٠،٠٠٠ ریال

 

️مزایای کارت اعتباری تجدیدپذیر پرنیان

 

>با داشتن کارت اعتباری طرح پرنیان، دیگر نیازی نیست برای خرید کردن تا پایان ماه و دریافت حقوق صبر کنید.

>داشتن کارت اعتباری طرح پرنیان برابر است با داشتن حداقل ٧٠،٠٠٠،٠٠٠ ریال اعتبار در کیف پولتان.

>کارت اعتباری طرح پرنیان، تا ١ سال اعتبار دارد.

>با داشتن کارت اعتباری طرح پرنیان، می توانید هر زمانی که تمایل دارید خرید کنید و ٢٥ روز بعد حساب کنید، تا کارتتان مجدد به همان اندازه شارژ شود.

>دریافت کارت اعتباری طرح پرنیان نیازی به ضامن ندارد!

 

در کانال رسمی بانک ملت، همراه ما باشید.

@bankmellat_channel

@rahejahrom


[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
حجت اشرف زاده 
دوباره ایران 




[ جمعه 5 خرداد 1396 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

دو چیز انسان را نابود میکند:

1-مشغول بودن به گذشته

2-مشغول شدن به دیگران

هر کس در گذشته بماند

 آینده را از دست میدهد

و هر کس نگهبان رفتار دیگران باشد

 نصفی از آسایش وراحتی خود را از دست میدهد

 

بهتر است که به راه خود ادامه دهید

و اتفاقات بد را فراموش کنید

 و شاد بودن را سرمشق زندگی خود قراردهید

 ومسیر زندگیتان را به زیبایی ترسیم کنید

 


[ یکشنبه 14 آذر 1395 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

هرگز به همسرتان دروغ نگویید


دروغ تمام ساخته های ذهنی همسرتان


 را تخریب میکند و باعث از بین رفتن

 

4 ایتم مهم می شود:

 

اعتماد، قول، رابطه، قلب


[ یکشنبه 14 آذر 1395 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

قرار نیست عصبانی نشویم واعتراض نکنیم.

 


بلکه می خواهیم تمرین کنیم در اوج


 ناراحتیوعصبانیت هم بدانیم


 ازچه کلماتی استفادهمی کنیم 


و چه قدر ادب ِ حرف زدن بلدیم.

 


[ یکشنبه 14 آذر 1395 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

هیچ می دانستید

در مورد مداحی که ملاباسم کربلایی برای زائران اربعین خوانده و بسیار زیاد از سیمای ملی و دیگر رسانه های شیعیان جهان پخش میشود.  ماجرایش  چیست ؟

آیا

 میدانید که این شعرش را یکی از مراجع بزرگ نجف خواب دیدن که حضرت اباالفضل علیه السلام این شعر را

 می خوانند برای زوار

   ابا عبد الله علیه السلام !؟!!  ایشون صبح که از خواب برخواستند همه شعر را به یاد داشته اند  و بعدا توسط آقای باسم کربلایی مداحی می شود .ترجمه نوحه را در زیر  میخوانید

 

تا ان شاء الله زائران در بین راه معنی این نوحه را بدانند:  دانلود


[ سه شنبه 11 آبان 1395 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

حکایت ﻋﻘﺎﺏ ﻭ ﮐﻼﻍ

 ﺍﺛﺮ دکتر ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ:

 

ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻋﻤﺮ ﻋﻘﺎﺏ 30ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻋﻤﺮ ﮐﻼﻍ 300ﺳﺎﻝ!

ﻋﻘﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﻗﻠﻪ ﺭﻓﯿﻌﯽ ﻻﻧﻪ ﺩﺍﺷﺖ.

ﻋﻘﺎﺏ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻤﯿﺮﺩ!

ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ:

ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻗﻠﻪ ﮐﻼﻏﯽ ﻻﻧﻪ ﺩﺍﺭﺩ.

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺴﻞ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﻘﺎﺏﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﻍ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ! ﺍﻣﺎ ﮐﻼﻍ

ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ!!!

ﻋﻘﺎﺏ ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﮐﻼﻍ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ؛

ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﮐﻼﻍ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺭﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺎﻝ ﮔﺸﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ

ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺭﺁﻣﺪ.

ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﺒﻮﺩ.

ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯﺵ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻫﯿﺎﻫﻮﯾﯽ ﺷﺪ! ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺗﯽ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﺑﻪ ﻻﯼ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﮔﺮﯾﺨﺘﻨﺪ!

ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻫﺎ ﻭ ﺁﻫﻮﺍﻥ ﺳﺮﺍﺳﯿﻤﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺟﻨﮕﻞ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻧﺪ!

ﻭ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﻋﻘﺎﺏ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮔﻠﻪ ﺩﻭﯾﺪ؛

ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺭﺍ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺑﻮﺩ...

ﺑﻪ ﻻﻧﻪ ﮐﻼﻍ ﺭﺳﯿﺪ؛

ﮐﻼﻍ ﺑﺎ ﻭﺣﺸﺖ ﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ!

ﭼﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﺍﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ؟!!

ﻋﻘﺎﺏ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﻍ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺭﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ ﻓﺎﺵ ﮐﻨﺪ.

ﮐﻼﻍ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ:

ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ

ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩ؛

ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﻘﺎﺏ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺑﺎ ﺍﻭ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﻣﺨﻮﺭ ﺍﻭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻋﻘﺎﺏ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ!

ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻼﻍ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ.

ﻋﻘﺎﺏ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﮔﻮﺷﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺁﺏ ﭼﺸﻤﻪﺳﺎﺭﺍﻥ ﮐﻮﻫﺴﺎﺭ ﺑﻮﺩ،

ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﮐﻼﻍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩﻫﺎ ﻭ ﻻﺷﻪﻫﺎ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻟﺠﻦ ﺳﯿﺮﺍﺏ ﻣﯽﺷﻮﺩ!!!

ﺍﻭ ﺩﺭ ﯾﮑﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﻍ، ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩ.

ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ، ﻋﻘﺎﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ:

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ،

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺩﺭ ﻧِﮑﺒﺖ ﺯﻣﯿﻦ ﻋﻮﺽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ،

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﺮﻭﺯ ﺑﺎﺷﺪ...

 

ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺎ ﻋﺰﺕ ﺑﻪ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺑﺎ ﺧﻔﺖ ﺍﺳﺖ...

ﻋﻤﺮﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﻋﺰﺕ ﻭ ﺳﺮﺍﻓﺮﺍﺯﯼ ﻭ ﺍﻗﺘﺪﺍﺭ، 

ﺩﺭ ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺷﻌﻮﺭ ﻭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻋﻤﻞ.


[ یکشنبه 25 مهر 1395 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

شمر نمازش را میخواند،

روزه‌اش را هم میگرفت،

آشکارا هم فسق و فجور نمیکرد،

و شاید اهل رشوه و ربا هم نبود...

 

معاویه و ابن‌زیاد و عمربن‌سعد هم همینطور...

 

یادمان باشد،

زیارت عاشورا که میخوانیم

وقتی رسیدیم به «وَ لَعنَ الله...»هایش؛

 

لحظه ای به خودمان گوشزد کنیم:

نکند این «لعن الله...» شامل حال

ما هم بشود؟!

 

مایی که گاه خودمان را

"ارزانتر"

از شمر و عمر و ابن‌زیاد میفروشیم...

 

جمله ای بس سنگین از شهید آوینی:

 

"کربلا"به رفـــتن نیست...

به شـــدن است!..

 

که اگر به رفـــتن بود!

شمر هم "کربلایی" است


[ یکشنبه 25 مهر 1395 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

بخشی از وصیت شهید حمید راهپیما :

 

امام را تنها نگذارید. 

وصیت من این است که به برادرانم بگویید 

راهم را که راه اسلام است ، ادامه دهند 

و جبهه را خالی نگذارند .

همیشه پشت سر امام 

و در خط اسلام حرکت کنید.

 


[ شنبه 24 مهر 1395 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

خطبه ماندگار زینب (س) در مجلس یزید بر اساس لهوف

 

 شفقنا زندگی- ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریه او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت.

خطبه آگاهی بخش و آتشین حضرت زیننب (س) در مجلس یزید از خطابه های ماندگارییست که در رساندن پیام کربلا نقشی حیاتی ایفا کرد.

به گزارش شفقنا زندگی، متن سخنرانی و خطبه حضرت زینب(س) در شام بر اساس نص لهوف این چنین آمده است :

پس از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز دهم محرم سال ۶۱ هـ .ق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و حرم امام به اسارت دشمن درآمدند.

در بامداد دوازدهم محرم خاندان رسول اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به رهبری زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ و امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از کربلا بطرف کوفه حرکت کردند. پس از ورود به کوفه، و خوشحالی درباریان و ابن زیاد و گرفتن مراسمی به خاطره پیروزی، به طرف شام، محل استقرار یزید حرکت نمودند. وقتی سر حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش و اسراء در مقابل یزید حاضر شدند، تشریفات درباری به همان فراوانی بارگاه ابن زیاد انجام شد. «زحر بن قیس که کاروان را به عنوان نماینده ابن زیاد هدایت می کرد سخنرانی طولانی ایراد کرد و در آن به شرح چگونگی شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش پرداخت

سپس از میان مردم، بعضی ها نسبت به اسارت خاندان نبوت اعتراض کردند و یزید ساکت و جوابی نداد. وقتی بزرگان و سران اهل شام که یزید به مناسبت پیروزی خود، دعوت کرده بود، حاضر شدند، اسراء و سرهای مقدس را نیز به مجلس آوردند. [۱]

پس از درخواست مرد سرخ پوستی از اهل شام برای کنیزی گرفتن فاطمه دختر حسین ـ علیه السّلام ـ از یزید،[۲] و جلوگیری زینب ـ سلام الله علیها ـ از این کار و گفتگوهای تند بین یزید و ایشان و زدن چوب خیزران بر لبهای مبارک امام ـ علیه السّلام ـ بود که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ برخاست و خطبه‌ آتشینی ایراد کردند.

عین متن لهوف در کتاب ابو مخنف نیز وارد شده است و ترجمه آن از ابومخنف چنین است:

«زینب دختر علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: «سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و همه خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.» ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر. آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک»

آیا این از عدالت است ای فرزند بردگان آزاد شده (رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ ) که تو، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اسیر باشند؟ پرده حشمت و حرمت ایشان را هتک کنی و صورتهایشان را بگشایی، دشمنان آنان را شهر به شهر ببرند، بومی و غریب چشم بدانها دوزند، و نزدیک و دور و وضیع و شریف چهره آنان را بنگرند در حالی که از مردان و پرستاران ایشان کسی با ایشان نبوده و چگونه امید می رود که مراقبت و نگهبانی ما کند کسی که جگر آزادگان را جویده و از دهان بیرون افکنده است، و گوشتش به خون شهیدان نمو کرده است. (کنایه از این که از فرزند هند جگر خوار چه توقع می توان داشت) چگونه به دشمنی با ما نشتابد آن کسی که کینه ما را از بدر و احد در دل دارد و همیشه با دیده بغض و عداوت در ما می نگرد. آن گاه بدون آن که خود را گناهکار بدانی و مرتکب امری عظیم بشماری این شعر می خوانی:
فاهلوا و استهلوا فرحاً ثم قالوا یا یزید لا تشل
و با چوبی که در دست داری بر دندانهای ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ سید جوانان اهل بهشت می زنی. چرا این شعر نخوانی حال آن که دل های ما را مجروح و زخمناک نمودی و اصل و ریشه ما را با ریختن خون ذریه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و ستارگان روی زمین از آل عبدالمطلب بریدی، آن گاه پدران و نیاکان خود را ندا می دهی و گمان داری که ندای تو را می شنوند. زود باشد که به آنان ملحق شوی و آرزو کنی کاش شل و گنگ بودی نمی گفتی آنچه را که گفتی و نمی کردی آنچه را کردی.

بارالها بگیر حق ما را و انتقام بکش از هر که به ما ستم کرد و فرو فرست غضب خود را بر هر که خون ما ریخت و حامیان ما را کشت. ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شوی در حالتی که بر دوش داشته باشی مسئولیت ریختن خون ذریه او را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن او را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی ایشان را، و می گیرد حق ایشان را «و گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» و کافی است تو را خداوند از جهت داوری و کافی است محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت.
و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمانان سوار نمود، بداند که پاداش ستمکاران بد است و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر است. و اگر مصایب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کم می کنم و سرزنش تو را عظیم و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از ترس قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان است.

چه سخت و دشوار است که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته گردند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان ایشان از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها). ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت موجب غرامت(ضرر) تو گردد در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ستم کننده، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم.
ای یزید! هر کید و مکر که داری بکن، هر کوشش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی نام و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ستم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی است،‌در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.
سپاس خدای را که اول ما را به سعادت و مغفرت ثبت کرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گرداند، از خدا می خواهیم که ثواب آنها را کامل کند و بر ثوابشان بیفزاید، و برای ما نیکو خلف و جانشین باشد، که اوست خداوند رحیم و پروردگار ودود، و ما را کافی در هر امری و نیکو وکیل است

.»[۴]
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:


۱. منتهی الامال شیخ عباس قمی.
۲. تاریخ الرسل و الملوک طبری.
۳. نفس المهموم، شیخ عباس قمی.

پی نوشت ها:

[۱] . جعفری، سیدحسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، مترجم سیدمحمدتقی آیت اللهی، چاپ۱۰، ص۸۰.
[
۲] . … شیخ مفید، ارشاد، مترجم، محمد باقر ساعدی خراسانی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چ سوم، ۷۶، ص ۴۷۹.
[
۳] .ابن طاووس، علی بن موسی بن جعفر، الملهوف علی قتلی الطفوف، تهران، درالاسوه، چ دوم، ۷۵، ص ۲۱۵.
[
۴] . ابومخنف، مقتل الحسین (اولین مقتل سالار شهیدان)، مترجم سید علی محمد موسوی جزایری، قم، انتشارات امام حسن، چ اول، ۸۰، ص ۳۹۳.

Article printed from خبرگزاری بین المللی شیعه | شفقناhttp://fa.shafaqna.com

URL to article: http://fa.shafaqna.com/news/250318

Click here to print.

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری شفقنا بلامانع است. شفقنا مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد.

 


ادامه مطلب
[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

مقتل‌ حضرت اباالفضل علیه‌السلام 

از زبان رهبر انقلاب 

در روز تاسوعا 

در نماز جمعه سال ۷۹


                             دانلود


[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]

مداحی زیبا 

با تصاویر قبرستان بقیع 

باغ گل یاس سلام علیک


[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
مداحی 

دلواپسیم برا 

دمشق و کربلا

با صدای 

حاج مهدی رسولی


[ جمعه 23 مهر 1395 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
سرنوشت شوم قاتلان
 امام حسین (ع) 

[ پنجشنبه 22 مهر 1395 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
کلیپ محرم ( ماه خونین)
تهیه کننده : مبینا راهپیما

[ چهارشنبه 21 مهر 1395 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ عبدالمجید راه پیما ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

خدایا..
می دانم که بی عیب نیستم،
می دانم که گاهی تورا فراموش می کنم،
می دانم که ایمانم دچارلغزش شده ،
می دانم گاهی خونسردی ام را از دست می دهم.
اما از اینکه مرا بی قید و شرط دوست داری و فرصت دیگری به من می بخشی تا از نو آغاز کنم....
سپاسگزارم !
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما